رادین پسر دردانه من ( ماهی کوچولو )

خاطرات رادین به نقل از حس مادرانه

سری دوم سیسمونی گل پسرم

جمعه : بیست و نهم / بهمن ماه / 1389 :

دیروز صبح تصمیم گرفتم برم خرید برای پسرم و مابقی وسیله هایی که نیاز داره رو تهیه کنم ...

از صبح تا ظهر خیابونا رو بالا و پایین کردم اما چون دست تنها بودم فقط تونستم اسباب بازی و جا جوله ای ، جا جورابی و کشوی لباس و ... واسه پسرم بخرم و مابقی موکول شد به عصر که با بابایی بریم ...

عصر رفتیم حسن آباد و مدل تخت و کمدها رو دید زدیم ، اما بخاطر کمبود فضا خرید نکردیم و فقط اندازه گیری کردیم تا بریم و با ابعاد اتاق مقایسه کنیم ببینیم چی می شه خرید ...

صبح خاله جون زنگ زد و گفت بریم اونجا ، تا با هم بریم و یه مرکز دیگه لوازم چوبی ( یافت آباد) رو ببینیم ، خلاصه که ساعت 2.5 ظهر موفق شدیم یه تخت نوزادی با یه ویترین بالای تخت برای گل پسرم ، متناسب با ابعاد اتاق خواب سفارش بدیم ، قهوه ای و سبز مدل نایک !!

سرویس خواب روز پنج شنبه 5 اسفند به خونه ما آمد و چون مدل سفارشی بود متاسفانه طوری دمونتاژ نشده بود که بتونه راحت از راه پله ها بالا بیاد ...

تا اینکه بالاخره جمعه 6 اسفند با مراجعه فروشنده تخت و کمد به منزل ما و دمونتاژ کردن کمد پسری از پله ها بالا آمد و وارد اتاق خواب ما شد ...

وای گل پسرم نمی دونی چقدر ماه شده وسایلت  ، پسرونه و خوشگل ؛ با ابهت و مردونه .

حالا ندیگه ما با دیدن تخت تو کنار خودمون و خودت تو دل مامان حسابی منتظر آمدنت هستیم عزیزم

ایشالا سفر نه ماهت به سلامت به پایان برسه و سالم بیای پیشمون نانازم ...



+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 15:19  توسط گیلدا  |